خرید بک لینک
خدایا! هنگامی که ثروتم دادی، خوشبختی ام رانگیر...هنگامی که توانایی ام دادی، عقلم را نگیر...هنگامی که مقامم دادی، تواضعم رانگیر...آنگاه که تواضعم دادی ، عزتم رانگیر...وقتی قدرتم دادی ،عفوم رانگیر ...هنگامی تندرستی ام دادی، ایمانم رانگیر ...و آنگاه که فراموشت کردم ، فراموشم مکن.. نوشته شده در شنبه بیس

برچسب: نویسنده: یاسین پاکدل تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 23:01

ای صمیمی ای بر انگشتر نگین ای پدر ای همدم تنهاییم آشنایی با غم تنهاییم *** ای طنین نام تو بر گوش من ای پناه گریه ی خاموش من همچو باران مهربان بر من ببار ای که هستی مثل ابر نو بهار *** در صداقت برتر از آیینه ای در رفاقت باده ای بی کینه ای ای سپیدار بلند و بی پایدار می برم نام تو را با افتخار *** هر

برچسب: نویسنده: یاسین پاکدل تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 23:01

سحری بود و هنوز،گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود.گل یاس،عشق در جان هوا ریخته بود.من به دیدار سحر می رفتمنفسم با نفس یاس در آمیخته بود. می گشودم پر و می رفتم و می گفتم : «های!بسرای ای دل شیدا، بسرای.این دل افروزترین روز جهان را بنگر!تو دلاویزترین شعر جهان را بسرای! آسمان، یاس، سحر، ماه، نسیم،روح در

برچسب: نویسنده: یاسین پاکدل تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 23:01

از شعرهای باران خورده نادر ابراهیمی با تو بودن ، همیشه پرمعناستبی تو روحم گرفته و تنهاستبا تو یک کاسه آب ، یک دریاستبی تو ، دردم به وسعت صحراستبا تو بودن ، همیشه پرمعناستبا تو آسان هزار کار خطیربا تو ممکن جهاد با تقدیربی تو با غم برهنه همچون کویربا تو یک غنچه ، دشتی از گلهاستبا تو بودن همیشه پرمعناس

برچسب: نویسنده: یاسین پاکدل تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 23:01

توکه باشی چه زمستان چه بهار در چشمانت سبز میشوم ونیلوفرانه دوستت میدارم ... نه شبیه مردمانی که دوست داشتن میراثی اشان را با طعم غریزه نشخوار می کنند! من درست مثل خودم تورا دوست میدارم بمان ... کفشهای رفتنت که جفت می شوند غریب می مانم! نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 20:13 توسط مریم|

برچسب: نویسنده: یاسین پاکدل تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 23:01

صفحه بندی